آسمان آبی شعر
 

غزل های چشمت

چه شبها که شیرین مرا پند دادی

به رنجت لعاب رضامند دادی

من آن غربت ژرف بی انتهایم

که اش وعده گاه و یک چند دادی

چه دور و چه تلخ و چه نا مهر بان بود

نشانی که از کوجه قند دادی

تو از خشگتر بستر روزگاران

خنک جوی جاری الوند دادی

دریغ از تو با آن همه تلخکامی

همیشه بمن جام لبخند دادی

پدر ای از احساس من قهرمانتر

مرا واژه های شرفمند دادی

برای نکو مانی و مهر ورزی

پرستاری از نسبت زند دادی

مرا با غم کرد و زند و ستاره

سرودی و خواندی و پیوند دادی

نماندی ببینی که از وزن هستی

دو بیت از غزل های دلبند دادی

من امشب توام با غزل های چشمت

پر از پندهایی که یک چند دادی

سروده شده در مورخه 15/2/82

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٢/٩/۱٥ - بهروز سنجابی