آسمان آبی شعر
 

سالمندی

شعری نمی تراود از این سال های خشک

تاول زده تراوت آمال های خشک

در کوچه سار آرزو خط ها موازیند

درجویبار خاطره سیال های خشک

خو کرده ام به وسعت پرواز در قفس

اینجا پرنده می پرد با بال های خشک

ماندیم و آب زندگی از جوی ما گذشت

پیکی نیامد از پی ارسال های خشک

می خواستم که شاعر آیینه ها شوم

طرحم نشست روی این سفال های خشک

لب های نا سروده ام فریاد زیر آب

عصیان پینه بسته ام اقبال های خشک

تصویر ما شکسته در آیینه زمان

ما ییم و خاطرات این تمثال های خشک

چندی نمانده تا قفس از من تهی شود

مشت پری به ماند و چنگال های خشک

سروده شده در مورخه 1/2/80

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٢/٩/۱٥ - بهروز سنجابی