آسمان آبی شعر
 

 

بهار كاغذي

چه مست مي شوم از اين شراب هاي خيالي

د لم خوش است به طرح سراب هاي خيالي

چه زود باورم و ساده دل كه پندارم

هميشگي است بقاي سراب هاي خيالي

فراز بام صبوري نشسته پروازم

به ياد اوج بلند عقاب هاي خيالي

گداي عشقم و در كاسه غزل ها نيست

شراب خانگي . از آن شراب هاي خيالي

بهار كاغذ يم بي شكوفه آمد و طي شد

تهي ز ساغري از آن شباب هاي خيالي

چه شوق ها كه سرود م چه قصه ها گفتم

براي دفتر دل در كتاب هاي خيالي

نگاه آينه ها ساكتند بي رحمند

شكست در دل آيينه خواب هاي خيالي

بغير چين و چروكي به روي پيشاني

نمانده خال و خطي پشت قاب هاي خيالي

سروده شده در مورخه 8/10/77

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٢/۱۱/٥ - بهروز سنجابی