آسمان آبی شعر
جوانان

جوانی را بياد آريد
جوانان را ميازاريد

جوانان را چرا اينگونه ارزان مي دهيد از دست ؟

جوانان را میازارید
جوانان سخت تنهایند
جوانان محور گردونهء گردان فردایند
همان فردا که ما امروز آن را منتظر هستیم با تشویش

جوانان را میازارید
اینان سخت در گیرند با اندیشهء فردا
و می خواهند فردا را به دست خود بسازند بر فراز بام استقلال
وگرنه نیست فردایی
وگرنه نیست دنیایی
که بتوان نسل فردا را بدان راحت حوالت داد

جوانان آرزو دارند
چنین اسان میندیشید
چنین آسان مگوئید: ناسپاسانی بزهکارند
اگر من هم جوان بودم و کامم بر نمی آمد ، بر هم میزدم آرامش اکنون دنیا را

جوانان را ميازاريد
جواني را نكو داريد
تفكر، زندگي ، فرزند، مسكن ، حق انسانهاست
و اين حق خداداي ، اگر روز ادا گردد
جوان آرام ميگيدو درآرامش يك كلبهء سز سبز ميسازد
سرود نوجوان نسل فردا را

جوانان را ميازاريد
جوان بسيار حساس است
شناي ماهي در درياچهء آبي احساس است
جوان فرياد زير آب يا بغضي فرو خوردهاست
پيامش در عبور از بين لبها رنگ مي بازد

مپنداريد لبخند است
مپنداريد آواز است
فرياد است
نفرين است
طنين در هم رود است در برخورد با ساحل
كه مي كوبد سر خود تا بجويد راه دريا را

جوانان را ميازاريد
جوانان نسل فردايند
و فردا انتظار سبزو اميد جوانان بادا
سرور خنده بر لبهاي آنان رايگان بادا
كه من روزي جوان بودم
جواني جاودان بادا ، جواني جاودان بادا



پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۱/٧/۱٤ - بهروز سنجابی