آسمان آبی شعر
اسبان کهر

اسبان كهر
ديگر غزل شب مرا جادو نمي كند
دست خطوط خاكيم را رو نمي كند
فيضي نمي تراود از انفاس بي اثر
مشك تري ترانه را خشبو نمي كند
انديشه اي كه زندگي را جار مي كشيد
احساس سر شكسته را جارو نمي كند
در انزواي كهنهء جغد آشناي من
پيك و پر كبوتري ياهو نمي كند
شب را نمي شكافد اين فانوس بي فروغ
شب اعتنا به واژهء كم سو نمي كند
من در جنوب قافيه ها ايستاده ام
شعر ترم اشارت ابرو نمي كند
روزي شمال قافيه را فتح مي كنم
كاري كه واژهاي فرا رو نمي كند
مردي كه اسبهاي كهر را سروده است
توصيف رام رقصي يابو نمي كند !

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۱/٩/٢٢ - بهروز سنجابی