آسمان آبی شعر
 

آخرين روز بهار

ديروز روز بود كه سرودم بهار شد

شعرم گل و ترانه و گشت و گذار شد

ديروز روز بود كه من تازه تر شدم

در بازگشت چلچله ، بال خبر شدم

ديروز روز غنچه شوقم شكفته شد

طرح نسيمم و طعم لب غنچه گفته شد

 

 

 

امروز وزن شعرهوا شعله مي كشد

ديوار شيشه اي سرا شعله مي كشد

امروزوصف شعر سقاخانه جاري است

توصيف مشكهاي تهي، بيقراري است

امروز گفتگوي بهاري ، تمام شد

آواي دلنشين قناري ، تمام شد

 

 

فردا اگر كه باشدم پائيز مي شوم

ديوان شعر خاطره انگيز مي شوم

فردا اگر كه باشدم چون خوشه هاي تاك

مي مي چكد ز شاخه اشعار سينه چاك

فردا اگر كه باشدم پرُ بار مي شوم

از شهد ناب خوشه ها سر شار مي شوم

 

 

زان بعد اگر سپيد بپوشم چه باك من

با هر بهار لاله مي رويد زخاك من

زان بعد هر چهار فصل من ترانه است

شوق و بهار و عاشقي ها، جاودانه است

انكس كه از بهارِ ازل بود، بامن است

زيبا ترين ترانه ام ( معبود ) با من است

sanjabi.persianblog.cim

sanjabi .blogspot.com

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۳/٤/۱٤ - بهروز سنجابی