آسمان آبی شعر
 

فرياد زخمي ترين ديار:

در سفري به گناباد وبيُدخت ، افتخار همراهي جمعي از انجمنهاي

تهران را داشتم

انجمن ادبي پروين اعتصامي و شب شعر صفا

انجمن ادبي نور و معرفت شميرانيها

انجمن ادبي طرفه

انجمن ادبي امير كبير

انجمن ادبي خردمندان ‹‹ اشراق ››

انجمن ادبي نغمه سرايان مذهبي

انجمن ادبي آفاق

خاطره خوش سفرم را با يك رباعي قاب ميكنم

و سپاس خودم را تقديم مي دارم

به ميزبان فرهيخته ‹‹ سيد مصطفي ارشاد نيا ››

باتشكر از مقامات مسئول ، اديبان ، و شعراي خوب

شهرستان گناباد و آرزوي اينكه ديارشان سر سبز تر باد .

sanjabi .persinblog.com

جستجوي در گوگل ‹‹ بهروز سنجابي ››

فرياد

تو پينهً دستهاي مادر زادي

از خشت و گلي ، زرنگها آزادي

چون قامتِ سرفراز آن خطهً خشك

زخمي و ستُرگ و سركِشي ‹‹ فريادي ››

 

درد دل:

اين جا كسي به دست شما نان نمي دهد

يا آنكه مي دهد به تو ، ارزان نمي دهد

ديگر تن ِ لطيف علفهاي دشت هم

مثل هميشه بوي بيابان نمي دهد

مرغ سحر به چنگ شب افتاده و سكوت

حتّي مجال گريه به طوفان نمي دهد

ما ساده باوريم كه گفتيم پيش ما

هر گز بهار تن به زمستان نمي دهد

چشم دريچه ها همه مسدود و آسمان

يك قطره هم به پنجره ، باران نمي دهد

از آرمان و خاطره بگذر برو ! كسي ،

اين جا براي حفظ شرف جان نمي دهد

در پيشگاه عشق خطائي مكن ، كه او

هرگز دوباره فرصت جبران نمي دهد

آنها به جرم كشتن ما متهم شدند

امّا كسي به مرده كه تاوان نمي دهد!

با آنكه ما به شيوهً هم حرف مي زنيم

امّا چرا نتيجهً يكسان نمي دهد

مي خواست او مجاب كند خويش را ، نوشت :

ترويج درد ، معني درمان نمي دهد

امّا قلم به خشم خروشيد و گفت تن ،

بر ننگ اين معامله آسان نمي دهد

صحرا چرا نشاني خاكستر مرا

امشب به بادهاي پريشان نمي دهد؟

من آمدم كه با تو كمي درد دل كنم

امّا وجود فاصله ، امكان نمي دهد

آيا به انتظار نفس گير ما كسي ،

با مژدهً شروع تو پايان نمي دهد ؟

شعر معاصر گناباد - مهدي رمضاني

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۳/٦/۱٢ - بهروز سنجابی