خوب من .

خوبِ من می دانی

 

من کجا گم کردم ، با شما بودن را ، آشنا بودن را ؟

چه کسی بادبادک یاد مرا زیر کشید ؟

بانخ ویرانی ، خوبِ من می دانی

نازنین یار دبیرستانی .

 

ناودان بغض هوا را به گلوگاه گریست ،

کفشهایِ گلیم ذهن سرا را آشفت ،

دفتر شعر مرا بادِ حقارتها بُرد ،

در شب خیس ترین خاطره هایُ چشمم

در شبِ خشم پدر ، در شبِ طوفانی  ،

خوبِ من می دانی ؟

 

من کجا کاشته ام کاج کدورت ها را ،

که کُهن ریشه زده است ؟

دشنه می کارند در دشت دلم پنهانی ،

خوبِ من می دانی ؟

 

باز برگرد به ایامِ گچ و تخته و تاب ،

چون خطِ خاطره در دفترِ کاهی شاداب ،

یادمان خوشِ احساسِ غزل پرورِ ناب ،

بی تو آرایه  و اوزانِ  غزل بارانی  ،

خوبِ من می دانی ؟

 

دستِ مهر است که بر طبلِ غزل می کوبد ،

زنگ مهر است که نسیانِ مرا می روبد ،

مهر بان باش ، که آرایه بی عنوانی ،

جوشش خاطرهً خوبِ دبیرستانی ،

گر هوای دلم ابری ست ، تو اش بارانی ،

خوبِ من می دانی ؟ خوبِ من می دانی ؟ . 

آسمان  آبی  شعر 

/ 0 نظر / 24 بازدید