مهمان خدا .

.

این دهان بستی دهان ها باز شد

که خورنده دانه های راز شد

 

جوع مر خاصان حق را داده اند 

تا شود از جوع شیر زورمند

 

مولوی

  

شِکم شویان ؛  ُبزِ ؛ مِهما نسرایند

به سفره وصل و از سبحان جدایند 

 

نماز و روزه  با نان جوین  به

خوشا آنان ؛ که مهمانِ ؛ خدایند

 

آسمانِ   آ بیِ  شعر

/ 1 نظر / 24 بازدید
Lidoma

سلام دوست من.وب زيبايي داري.اگه وقت کردي به وب منم سر بزن و نظرتو مطرح کن ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌