ار تفاع خواستن

هر شب که با بهانه ات بی خواب می شوم .
تا ارتفاع خواستن پرتاب می شوم .
امشب که گام می زنم در کوچه های شعر .
در کوچه سار خاطره مهتاب می شوم .
من بی ترانه های تو وزنی شکسته ام .
با تو دوباره آن غزل ناب می شوم .
با چشم های سبز تو يک برکه شوق تر
در غيبت نگاه تو مرداب می شوم .
تو در بهار باور من غنچه ميکنی
رنگ صداقت چمن ، شاداب می شوم .
اي جاري هميشه در ياد بهار عمر
از عاشقانه هاي تو ، سيراب مي شوم
اسفند پير سالي و يخهاي بهمنم
در فصل دستان گرمت آب مي شوم
يلداي انتظار من روز سحر شود
با بامداد ديدنت بي تاب مي شوم

/ 5 نظر / 6 بازدید
کرگدن

سلام استاد اتفاقی اين جا اومدم و چقدر لذت بردم همهء غزلاتونو خوندم خيلی قشنگ بودن دروغ چرا... نگم همشون ولی بعضی جاها کولاک بود از همين جا دستتونو می بوسم و عرض ارادت دارم ... تا حالا يادم نمياد واسه کسی تو پيغاماش نوشته باشم به منم سر بزن !!! اما شما رو دعوت می کنم که افتخار بديد ... فدای شما تا بعد.

amousibilou

چه خواب بوديم ما! بعد از دو ماه ونيم؟! تازه کن بزرگوار صفحه پاک دلت را بازهم، سخت مشتاقيم...

جیـــــــــمز

از پنجره ... غروب را به دیوار كودكی‌ام تماشا می‌كنم. ... بیهوده بود، بیهوده بود. ..............................