انگور های سبز .

.

انگور های سبز ,
با دست خوشه چین سحر دانه می شود
در بامداد بعد ,
با هیزمی که نیست بجز ترکه های تاک ,
در دیگ های کف به لب پیمانه می شود ,

یا آنکه سینه چاک ,
در انزوای دخمه خم های سر به مهر ,
چله نشین گوش میخانه می شود ,

در شام بی ستاره , در شبهای بی فروغ ,
تا تلخکامی تو را شیرین کند به کام ,
انگیزه های خنده مستانه می شود ,

در شهدنامه ام ,
من اشک تاک را به تماشا نشسته ام ,

شهد و شراب و ساغری , در دست تاک نیست ,
جز دانه های له شده در ظرف خاک نیست ,
زان لولیان می زده , یک سینه چاک نیست ,

دیشب نگاه باغبان شعر مرا سرود ,
وقتی که دید دخترکان جوان رز ,
روی اجاق تجربه دردانه می شود ,

وقتی که دید تاک ها ویرانه می شود ..

آسمان  آبی  شعر
 
/ 1 نظر / 20 بازدید
دالکاف

حفره های مرموز...........! ........... درود برای شما آرزوی پیروزی دارم... گرامی