باران.

 .لواسان  پائیز 90

هوا کبود شد، این ابتدای باران است
دلا دوباره شب دلگشای باران است

نگاه تا خلاء وهم می‌کشاندمان
مرا به کوچه ببر، این صدای باران است

اگر چه سینه ی من شوره زار تنهایی است
ولی نگاه ترم آشنای باران است

دلم گرفته از این سقفهای بی روزن
که عشق رهگذر کوچه‌های باران است

بیا دوباره نگیریم چتر فاصله را
که روی شانه‌ی گل، جای پای باران است

نزول آب، حضور دوبارهَ برگ است
دوام باغچه در های‌های باران است

سلمان هراتی

/ 0 نظر / 3 بازدید