شور غزل .


گر پیر شدم دلم جوانست هنوز

صد شکر که در تنم توانست هنوز

 

بر موی چو خاکستر من طعنه مزن

آتشکده یی درون جانست هنوز

 

تا صنع خدا را نگرم دیده ی من

بر چشم غزالان نگرانست هنوز

 

گر شور جوانی ام تو را باور نیست

آماده ی روز امتحانست هنوز

"در وقت جوانی دل من عاشق بود"

"پنهان چه کنم ؟ که آن چنانست هنوز"

 

"فرهاد گذشت و دور شیرین طی شد"

"وین قصه تلخ بر زبانست هنوز"

 

صد قرن ز شام تار عشاق گذشت

این ماه چراغ آسمان است هنوز

 

گر قالب شعر من کهن شد غم نیست

شور غزلم شعر زمان است هنو

.

/ 1 نظر / 26 بازدید
اا

سایت خوبی دارین